المحقق السبزواري

852

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

كرده از غلّه‌ها كه حاصل شده باشد از زمينهاى غنيمت اهل اسلام در هر شهرى از شهرها . پس ، به درستى كه آن فقيران كه دورند از براى ايشان هست از سهام و حقوق مثل آنچه از براى نزديك هست ، و هريك از ايشان از تو رعايت حقّ ايشان خواسته شده ؛ پس ، مشغول نسازد تو را از ايشان زيادتى خوشحالى يا فكر در امرى ديگر . پس ، به درستى كه تو معذور نيستى به ضايع ساختن اندكى در امور به سبب آنكه محكم ساخته‌اى امر بسيار مهم را - يعنى ، به اين غرّه مشو كه كارهاى بسيار مهمّ را محكم ساخته و در تقويم آن كوشيده‌اى . پس ، اگر كارى اندك از تو فوت شود ، معذور خواهى بود - پس ، برمدار همّ و قصد خود را از ايشان ، و راعى و غمخوار ايشان باش و به يك‌سو بر رخسار خود را براى ايشان - يعنى ، متكبّر مباش نسبت به ايشان - بلكه اقبال كن به ايشان از روى تواضع . و تفقّد و بازرسى كن امور آن‌كس كه نمىرسد به سوى تو از ايشان از آن كسان كه حقير مىدارد او را چشمهاى مردمان ، و حقير مىگيرند او را مردان . پس ، معدّ و مهيّاساز از جهت اهل حاجت و نياز ، امين و معتمد خود را از اهل خشيت و تواضع و فروتنى نسبت به خداى ؛ پس ، بايد كه رفع كند آن ثقهء امين امور ايشان را - يعنى ، امينى تعيين نماى كه حاجات و مهمات ايشان را به تو عرض مىنموده باشد - پس ، عمل كن در ميان ايشان ، به عذر درست آوردن به سوى خداى عز و جلّ يعنى ، نحوى با ايشان عمل كن كه پيش خداى عز و جلّ معذور باشى در روزى كه ملاقات كنى با خداى - پس ، به درستى كه اين جماعت ضعيفان از ميان رعيت محتاجترند به عدل و انصاف از غير ايشان . » « و كلّ فأعذر إلى اللّه في تأدية حقّه إليه . » « و براى هركس از رعايا ، عذر درست بدار سوى خداى عز و جلّ در رسانيدن حقّ او به او بىتقصير و تأخير . » « و تعهّد أهل اليتم و ذوي الرّقّة في السّنّ ممّن لا حيلة له ، و لا ينصب للمسألة نفسه ، و ذلك على الولاة ثقيل ، و الحقّ كلّه ثقيل ؛ و قد يخفّفه اللّه على أقوام طلبوا العاقبة فصبّروا أنفسهم ، و وثقوا بصدق [ 213 ب ] موعود اللّه لهم . »